الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

204

تفسير مجمع البيان (فارسى)

و در روايت عبد اللَّه بن بكير از زراره از يكى از دو امام باقر و امام صادق عليهما السلام روايت كرده گويد ، پرسيدم از شبهايى كه در آن غسل مستحبّ است در ماه رمضان ، فرمود شب نوزدهم و شب بيست و يكم و شب بيست و سوّم و فرمود ، شب بيست و سوم شب جهنى است ، و حديث آن اينست كه جهنى بر رسول خدا ( ص ) عرض كرد كه منزل من دور است از مدينه ، مرا بشبى هدايت فرما كه در آن داخل مدينه شده و آن را احياء بدارم پس او را بشب بيست و سوّم امر فرمود . شيخ ابو جعفر ( طوسى ) ره گويد و اسم جهنى عبد اللَّه بن انيس انصارى بود . و عطاء از ابن عبّاس نقل كرده كه گفت براى پيغمبر ( ص ) يادآور شدند كه مردى از بنى اسرائيل شمشير و سلاح جنگ را بر گردن خود گذارده و هزار ماه در راه خدا جهاد كرد ، پس پيغمبر ( ص ) از اين عمل بسيار تعجّب نموده و آرزو كرد كه اى كاش در امّت منهم چنين مردان موفّقى بودند ، و عرض كرد اى پروردگار من عمر امّت مرا كوتاه و عملشان را كم قرار داده‌اى ، پس خدا شب قدر را به او مرحمت نمود و فرمود ، لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ شب قدر بهتر است از هزار ماهى كه اسرائيلى سلاح خود را بر گردنش گذارد در راه خدا جهاد كرد ، براى تو و امّت تو بعد از تو تا روز قيامت در هر ماه رمضان ، سپس خداوند سبحان خبر داد به آنچه در آن شب مىشود و فرمود : ( تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ ) يعنى فرشتگان نازل ميشوند . ( وَ الرُّوحُ ) يعنى با جبرئيل .